تبلیغات
باغ بی برگی - آره عشقم با توام
آره عشقم با توام

 

آره برای تو مینویسم !!

برای تو زندگیم برای تو که تنها امید من هستی تو این دنیای بزرگ .

برای تو که نگاههایت را با تمام شیطنتهایش دوست دارم

برای تو مینویسم چون دیگر گنجه دلم طاقت ندارد.

صدای تیکتیک ساعت تنها او را به یادم میآورد و آرام به ساعتم نگاه میکردم، آه هنوز خیلی مانده تا او بیاید.

دوباره صدای ثانیه بعدی و تیکتیک

آه خدایا چقدر دیر کرد.

آرام صدایش میکنم، عشقم زندگیم آرزوم نیستی؟

نه او نیست تنها خاطرات او مونده بود خاطراتی که تک تک لحظاتم را با آنها سپری کردهام.

ماهها میگذرد اما انگار چندین سال گذشته ....

و حال دوباره او کنارم است، دوباره دستان گرمش در دستان من و نگاه پر از شیطنتش در نگاهم.

آرام صدایش میکنم: عشقم، زندگیم، آرزوم

آه خدایا چگونه به او بگویم؟

بگویم که دوستش دارم.

بگویم که به گفتن این کلمه محتاجم؟

 چگونه بگویم که محتاجم به شنیدن این کلمه از او

خدایا ...

خدایا او را میخواهم، میخواهمش تا ابد

او را از من نگیر.

خدایا چگونه برایش بنویسم که نوشتههایم مرهمی باشد برای همه زخمهایمان؟

چگونه بنویسم که تاوان همه اشتباهاتم را بدهد؟