تبلیغات
باغ بی برگی - دل تنهای من
دل تنهای من

چند سالی است كه در خانه دل آشوب است

چند سالی است كه من تنهاترین تنهایم

چه كسی می داند دل من گوشه این سینه چرا می شكند

شاید این روزن دل، سوی دریا باز است

بهتر است تا كه قلم بردارم، روی دل پر وسعت خود بنویسم

دل من رنگ شقایق دارد

وه چه شوقی دارد، شستن پنجره دل با آهی

و چه شوقی دارد، حوض پر آب حیاط

من خاكی به چه اندازه ز دریا دورم

چه صفایی دارد، بغض آهسته باران بهار، بر تن حوصله سبز درخت

چه صفایی دارد،خانه در ریزش یكدم باران،

                                        بوی آب و گل و كاه

و چه زیبا و تماشایی تر،

یاد آن خاطره ها و لحظه نازك بشكستن احساس دلم.